العلامة المجلسي

31

عين الحيات ( فارسى )

خراب كرديد ، و در مال خدا تصرّفها به ناحق كرديد ، و خدا از شما سؤال خواهد كرد ، و از من سؤال نخواهد كرد . عثمان گفت : به حقّ رسول تو را سوگند مىدهم كه از آنچه مىپرسم جواب مىگوئى ؟ ابو ذر گفت كه : اگر قسم ندهى هم بگويم ، عثمان گفت كه : بگو كدام شهر را دوست‌تر مىدارى ؟ گفت : شهر مكّه را كه حرم خدا و حرم رسول است ، مىخواهم كه خدا را در آنجا عبادت كنم تا مرا مرگ دررسد ، گفت : تو را به آنجا نفرستم و تو را نزد من كرامتى نيست ، پس ابو ذر ساكت شد عثمان گفت كه : كدام شهر را دشمن‌تر مىدارى ؟ گفت : ربذه را كه در حالت كفر در آنجا بودم ، عثمان گفت كه : تو را به آنجا مىفرستم . ابو ذر گفت كه : اى عثمان تو از من سؤالى كردى و من راست گفتم ، اكنون من از تو سؤالى دارم تو نيز راست بگو ، مرا خبر ده كه اگر لشكرى به جانب دشمن فرستى ، و مرا در ميان آن لشكر كافران به اسيرى بگيرند ، و گويند كه او را باز نمىدهيم تا ثلث مال خود را ندهى خواهى داد ؟ گفت : بلى ، گفت : اگر نصف مال تو را خواهند مىدهى ؟ گفت : بلى ، گفت : اگر به فداء من تمام مال تو را طلبند مىدهى ؟ گفت : بلى ، ابو ذر گفت : اللّه اكبر حبيب من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روزى به من گفت كه : اى ابو ذر چگونه باشد حال تو در روزى كه از تو پرسند بهترين بلاد را و تو مكّه را گوئى ، و قبول سكناى تو را در آنجا ننمايند ، و بدترين شهرها را از تو پرسند ، و تو گوئى ربذه ، و تو را به آنجا فرستند ، گفتم يا رسول اللّه چنين زمانى خواهد بود ؟ فرمود كه : آرى به حقّ آن خدائى كه جان من در قبضهء تصرّف اوست كه اين امر خواهد بود ، گفتم : يا رسول اللّه در آن روز شمشير بر دوش بگيرم و مردانه از براى خدا با ايشان جهاد كنم ؟ حضرت فرمود كه : نه بشنو و خاموش باش ، و متعرّض كسى مشو ، اگر چه غلام حبشى باشد .